على محمدى خراسانى

26

شرح كفاية الأصول (فارسى)

است ؟ و يا واضع فرد خاصى نيست بلكه همگان هستند ؟ اين بحث نيز در اصول فقه آمده و در كفايه نيامده است . ج ) وضع چيست ؟ حقيقت وضع : حال كه ارتباط مذكور ، وضعى و جعلى شد سؤال اينست كه الوضع ما هو ؟ وضع چيست ؟ در جواب بايد گفت : كلمه وضع دو معنا دارد : 1 - معناى مصدرى يعنى قرار دادن ، اختصاص دادن ، نهادن ، اعتبار كردن و . . . كه فعل فاعل است و جهت صدور از فاعل در آن منظور شده و جنبه ارتباط داشتن به فاعل مطرح است . 2 - معناى اسم مصدرى و استقلالى ، يعنى نفس علقه و ارتباط و پيوندى كه فعلا ميان لفظ و معنى وجود دارد و قطع نظر از اينكه جاعل و واضعى اين علقه را ايجاد بكند يا نه ، مشهور اصوليين وضع را به معناى مصدرى آن تفسير كرده و فرموده‌اند : « الوضع جعل اللفظ بازاء المعنى و تخصيص اللفظ بالمعنى » يعنى وضع عبارتست از قرار دادن لفظ در مقابل معنى و اختصاص دادن لفظ به معنى ولى مرحوم آخوند از اين تعريف عدول نموده و معناى اسم مصدرى آن را لحاظ كرده و فرموده‌اند : « الوضع نحو اختصاص اللفظ بالمعنى و ارتباط خاص بينهما » . يعنى وضع عبارتست از نوع خاصى از اختصاص لفظى به معنائى و به عبارت ديگر ، ارتباط و پيوند خاصى كه ميان لفظ و معنا وجود دارد و از شنيدن لفظ به معنى منتقل مىشويم . سؤال : اين پيوند از كجا پيدا شده ؟ و منشأش چيست ؟ جواب : در بعض موارد از تخصيص و تعيين و تسميه و جعل فرد يا گروه معينى سرچشمه گرفته است . كه نامش « وضع تعيينى » است . فى المثل ، مصنفين ، مؤلفين يا